تبلیغات
رفتار شناسی کودک و خانواده+مثبت اندیشی - خودت چی فکر میکنی؟ خدا کجاست؟
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:27 ق.ظ | نویسنده : Mehrdad .


در قدم اول سعی نکنید به همه سوالات کودک در این مورد پاسخ دهید.
 بهتر است در ابتدا وقتی از شما می پرسد خدا کجاست یا چیست؟ و یا سوالاتی مشابه در مورد خدا می پرسد، بگویید:
 «خودت چه فکر می کنی؟!»
 شما با این پرسش می توانید دانسته های کودک خود را محک بزنید و بر اساس معلومات و اطلاعات او یک سری صحبت های تکمیلی داشته باشید. اگر بلافاصله پس از سوال او جواب دهید:
 «خدا در آسمان هاست و تو را میبیند...» 
گاهی به جای اینکه کودک (معمولا در سنین پایین درک درستی از مفاهیم وجود ندارد) احساس امنیت کند و بداند که خدا مراقب اوست، مضطرب می شود که کسی در حال پاییدن اوست. شاید شما تنها با مطرح کردن اینکه 
«خودت چی فکر می کنی؟» 
متوجه شوید ناراحتی او و آنچه باعث شده این سوال به ذهن اش آید، چیست و او را که در سن درک و فهم نیست، درگیر مفاهیم عرفانی و عمیق نکنید.
متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم والدین وقتی تصمیم می گیرند با کودک خود صحبت کنند و به ویژه به یک پرسش او پاسخ دهند، آنچنان غرق سخنرانی می شوند که فراموش می کنند مخاطب شان کیست. آنها فکر می کنند اگر اطلاعات کامل ندهند یا از کلمات آنچنانی استفاده نکنند، از ابهت شان نزد بچه ها کم می شود و ممکن است آنها را نادان بدانند. کافی است با کلمات ساده ای 
جوا ب اش را بدهید؛ 
مثلا 
▪ مادر: «خدا زیبایی مطلق است. خدا خوبی مطلق است» (و همه صفات خوب و مطلقی که در قرآن هم آمده، البته با بیانی ساده و جملاتی کوتاه) 
▪ کودک: «مطلق یعنی چه؟» ▪ مادر: «توانایی مطلق یعنی اینکه هر چه تصور کنی می تواند انجام دهد.» 
▪ کودک: «یعنی می تواند همه ما را یکدفعه از بین ببرد؟»
▪ مادر: «خدا خیلی مهربان است و برای همین، آنچه را که خیلی خوب باشد برای ما می خواهد.»
• کودک: «پس می تواند بهترین چیزهای دنیا را به من بدهد؟» به
▪ مادر: «خُب اگر لازم بداند، بله. بستگی دارد که آن را برای تو صلاح بداند یا نه. (باید در معنی ساده آنچه به عنوان دعای «راضی ام به رضای تو» که زیاد به کار می بریم در حد فهم و درک کودک بگوییم) شاید لازم باشد از مثال های ساده و قابل درک استفاده کنیم تا بچه تصورش از خدا یک موجود خشمگین که همیشه ترسناک است، نباشد؛ مثلا: «وقتی تو کوچولو بودی دل ات می خواست دست ات را در پریز برق ببری اما من و پدر اجازه نمی دادیم و تو شاید دلخور می شدی و می گفتی ما دوست ات نداریم اما چون تو صلاح خودت را نمی دانستی این طوری فکر می کردی؛ مگه نه؟!»
حتی گاهی می شود در سنین دبستان به بچه ها گفت بهتر است برویم و یک سری اطلاعات را در این باره جمع کنیم. از کلاس سوم و چهارم که بچه ها دایره لغات شان غنی تر می شود و توانایی خواندن آنها بالا می رود، می توانیم با هم متونی را در مورد خدا و آفرینش پیدا کنیم و بخوانیم تا او این احساس و کشش را به سوی خداوند که منشأ خوبی و آرامش است، پیدا کند.  



طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،